الملا فتح الله الكاشاني

295

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

شما * ( عَنْ ذِكْرِ اللَّه ) * از ياد كردن خدا كه آن صلوة خمس است يا جميع فرايض يا قرآن يا جهاد يا شكر بر نعما و صبر بر بلا و رضا به قضا على اختلاف الاقوال چه مقتضاى ايمان آنست كه دوستى خدا غالب باشد بر دوستى همه اشيا مراد نهى انسانست از مشغول شدن باموال و تصرف در آن و سعى در تدبير آن و تلذذ و استماع بمنافع آن و تهالك بر طلب آن و از مسرور شدن بلقاى اولاد و شفقت نمودن برايشان و قيامت نمودن بمؤنت ايشان و تسويه آنچه مصلح ايشان باشد از معايش ايشان و به جهت آن باز ماندن از طاعت رحمن نه نهى اموال و اولاد از ايشان چه توجيه نفى به اين هر دو چنان كه ظاهر آيتست به جهت مبالغه است و لهذا قال * ( وَمَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ) * و هر كه بكند اين كار را يعنى بمال و فرزند از حق بازماند * ( فَأُولئِكَ ) * پس آن گروه * ( هُمُ الْخاسِرُونَ ) * ايشانند زيانكاران كه عظيم باقى را بحقير فانى فروخته‌اند * ( وَأَنْفِقُوا ) * و نفقه كنيد در راه خداى * ( مِنْ ما رَزَقْناكُمْ ) * بعضى از آنكه روزى داده‌ايم شما را مراد اخراج زكات و ساير حقوق واجبه است * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ ) * پيش از آنكه بيايد * ( أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ ) * بيكى از شما اسباب و علامت مرگ * ( فَيَقُولَ ) * پس گويد آن كس كه بر مرگ مشرف شده باشد از روى تاسف و تحسر * ( رَبِّ ) * اى پروردگار من * ( لَوْ لا أَخَّرْتَنِي ) * چرا باز پس نيند از آنى و مهلت ندهى مرا يعنى تاخير نكنى موت را * ( إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ ) * تا مدتى نزديك يعنى زمانى اندك كه در آن اخراج حقوق توان كرد * ( فَأَصَّدَّقَ ) * پس در آن زمان تصدق كنم و ساير حقوق واجبه از مال خود ادا نمايم * ( وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ ) * و باشم از شايستگان و نيكوكاران و فرمانبرداران بسبب اين تدارك جزم اكن به جهت آنست كه معطوف است بر محل فا و ما بعد آن فكانه قيل ان اخرتن اصدق و اكن از ابن عباس مرويست كه اين آيه در حق مانعان زكات نازل گشته و بعد از آن فرمود كه تصدقوا قبل ان ينزل عليكم سلطان الموت فلا تقبل توبة و لا ينفع عمل تصدق كنيد پيش از آنكه سلطان مرگ بر شما نازل شود پس آن زمان توبه مقبول نباشد و هيچ عملى نفع ندهد و نيز از او منقول است كه ما استطاع يمنعكم احدكم اذا كان له مال ان يزكى و اذا اطاق الحج من قبل ان ياتيه الموت فيسال ربه الكرة فلا يعطاها چه باز ميدارد يكى از شما را كه چون مال داشته زكات بدهد و چون استطاعت حج داشته باشد حج كند پيش از آنكه مرگ به او رسد پس از خدا طلب رجوع كند